صداي پاي مجاهدين!
عبدالرحمن مهابادي، نويسنده و تحليلگر سياسي
ترس از صداي پاي مجاهدين در درون حاكميت ملاها اخير فراگير
شده و بهگونههاي مختلف راه به تبليغات و مطبوعات اين رژيم برده است. اين موضوع
همزمان با شروع سال جديد ايراني و زماني كه رژيم خود را براي برگزاري دوره دوازدهم
انتخابات رياست جمهوري آماده ميگرفت پاگرفت و روزي نبود كه رژيم وحشت خود را از
گسترش فعاليت نيروهاي داخل كشور مقاومت نشان ندهد. موضوعي كه عملا شكست جناح خامنهاي
و تضعيف هرچه بيشتر اين رژيم را در اين نمايش انتخابات نتيجه داد.
جناحهاي اين رژيم سركوبگر حاكم بر ايران بر اين تصور بودند
كه برگزاري يك دوره روتين از انتخابات خود را داشته باشند. هرچند كه تجربه تلخ
دوره دهم انتخابات را نيز چشيده بودند. يعني قيام مردمي و سراسري قدرتمندي كه
همزمان با برگزاري آن دوره از نمايش انتخابات در سال 2009، رژيم را با همه جناحهاي
آن به لرزه انداخت و اگر نبود امدادگران غيبي! (بخوانيد مماشاتگران غربي و در رأس
آنها رئيس جمهور وقت ايالات متحدة امريكا، باراك اوباما) وضعيت ايران و منطقه به
گونة ديگري ميبود. در خصوص همين واقعيت همين بس كه هنوز هم جناحها و مقامات اين
رژيم از اينكه در آن سال سرنگون نشدند اظهار خوشحالي ميكنند. عجب رژيم قدرتمندي!
از فرداي آن روزگار، مقامات اين رژيم خود به زبان گويايي
بارها به نقش مجاهدين در اين قيام درخشان انگشت ميگذاشتند و مجاهدين خلق ر ا
موتور محركة آن قيام خواندند و به خطر و نشان كشيدن عليه اين سازمان پرداختند.
اما امسال، رژيم درد ديگري دارد و
بيش از سالهاي قبل گرد مرگ بر پيكرش نشسته
و صداي شكستن استخوانهايش را همگان ميشنوند. اين را قبل از ديگران، خود رژيم حس
ميكند كه دوران پايانش آغاز شده و شيشة عمرش نيز تنها و تنها در دست جرياني بجز
مجاهدين خلق نيست. جرياني كه از آغاز روي كار آمدنش تاكنون، نيروي اصلي ميدان
براندازي اين رژيم بوده و تمام حملات نظامي اين رژيم در جوار خاك ميهن و در داخل
خاك عراق، كمااينكه تمام حملات سياسي و توطئههاي ارتجاعي-استعمارياش نتوانست آن
را از پاي بياندازد و اكنون توانمندتر از هميشه، عرصه را بر اين رژيم تنگ كرده و ميرود
كه گام آخر را، صرفنظر از مكانيزمها و تاكتيكهاي آن براي رهايي ميهنش بردارد.
